تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری - روزهای ننوشتن



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 8 بهمن 1391-12:23

نویسنده :نگاه کویر

روزهای ننوشتن

میخواستم بنویسم...چیزی...شعری...حرفی...

دیدم تمام دست نوشته هام مال روزهای عاشقی است و بی قراری

روزهایی که در سر شور عشق داشتم حتی تا همین چند روز پیش...

 

اما حالا دارم فقط نفس میکشم با امید و بی دغدغه ی عشق یا بی قراری

اما هر چه نوشته ام مال آن روزهاست...

دیروز ها نوشته بودم دلم برای بی قراری هایم تنگ است...اما دیگر نیست

 

من یک دختر زنده ام و فقط قرار است نفس بکشم!همین

 



نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 
نازنین
چهارشنبه 3 مهر 1392 06:01
میگم ی سر بیا اینجا شایـد بـه دردت خـورد ;)

تو گوگل بزن "کپی پیست کن"

بعد بیا کپی پیست کن :)




سوری
دوشنبه 16 بهمن 1391 15:59
مریم جان چرا؟....آخه چه اتفاقی افتاده؟چرا این قدر ناامیدانه حرف می زنی عزیزم؟...به من بگو چرا؟می دونی چقدر منتظر بودم به روز کنی؟حالا اینطوری؟...
شقایق
یکشنبه 15 بهمن 1391 12:51
سلام

اوکی
گرفتم

ولی متنتون این پرده رو نشون نمیداد

ولی به دل مینشست
یاعلی
شقایق
سه شنبه 10 بهمن 1391 17:37
مگر سیاهی چشم تو مرحمت بكند

وگرنه بخت سیاهی كه داشتم دارم

یاعلی
شقایق
یکشنبه 8 بهمن 1391 17:57
سلام

ناصحم گفت بجز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟


خیلی منفی گرایانه بود
بوی شكست میداد
مگر میشود بدون عشق نفس كشید؟
میشود؟

من كه نمیتوانم...
پاسخ نگاه کویر : گاهی باید راه رو گم کرد و شکست خورد چون یک پیروزی عظیم در انتظاره و ممکنه در این بی راهه یوسفی در چاه پیدا بشه...
دوست
یکشنبه 8 بهمن 1391 16:03
زنده باشید و عشقتان پایدار و متصل به عشق الهی
پاسخ نگاه کویر : سپاس
آمین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.