تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری - اربعین حسینم...



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 24 دی 1390-00:12

نویسنده :نگاه کویر

اربعین حسینم...

از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم .

به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحمانه بر خورشید عالم تاب خیره شده بود.

از زلالی وصداقت آب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.

خدایا!!صبورا مهربانا!!

چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده.

 در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی  نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید.

دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم ارباب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم .

دلهایتان شوریده کربلا

-از معدود دلنوشته های دلنشینم-اسفند86



نظر شما؟() 
MEHDI
یکشنبه 28 خرداد 1391 17:46
تــو را نگــاه مــی‌کنــم کــه خفتــه‌ای کنــار مــن
پــس از تمــام اضطــراب، عــذاب و انتظــار مــن

تــو را نگــاه مــی‌کنــم کــه دیــدنــی‌تــریــن تــویــی

و از تــو حــرف مــی‌زنــم کــه گفتنــی‌تــرین تــویــی

مــن از تــو حــرف مــی‌زنــم، شــب عــاشقــانــه مــی‌شــود

تــو را ادامــه مــی‌دهــم، همیــن تــرانه مــی‌شــود

کــاش بــه شهــر خــوب تــو، مــرا همیشــه راه بــود

راه بــه تــو رسیــدنــم، همیــن پــل نگــاه بــود


یکشنبه 28 خرداد 1391 12:45
قیامت...؟
کاش توضیح بیشتری میدادین تا بهتر بفهمم!
**************در دسترس بودنت دیگر برایم ارزشی ندارد . . .
اکنون نه مشترکی هست . . .
نه مورد نظری . . .
مورد اطمینان کسی بودن
خیلی لذت بخش تر از
معشوق کسی بودنه
کوره را برای سوزاندن دشمنانت آن قدر مگداز که گرمایش خودت را بسوزاند…
همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند
دوســـــــ ت داشتن،
صدای چرخاندن کلید است در قفـــل
عشــــق؛باز نشـــدن آن !
کاری که ما بلـــدیم اما
باز کــــردن در است
با لگــــــد !
ازاین پس تنها ادامه میدهم، در
زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم... میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم.....! باران نبار من نه چتر دارم نه یار...
به روزها دل مبند روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند...
با شب بمان....
شب همیشه یک رنگ است...
مثل هر روز که دلم میگیرد
دلم امروز شکست...
با هزار غصه که بود
کوله بارش را بست...
رفت و رفت تا دور دست...
آن کسی را که تو دوستش داری دیگر نیست...
عشقش هست...
یادش هست
زهرا (رنك بودن)
جمعه 7 بهمن 1390 23:24
عااااااااااااااالییییییییییییییی بوووووووووود!!!!!
پاسخ نگاه کویر : :) عالی تویی عزیزم
پنـــگون خــزر --> H-ReYda
پنجشنبه 29 دی 1390 17:42
امام علی علیه السلام فرمودند:به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.

امام حسین علیه السلام فرمودند:
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251
اللهم عجل لولیک الفرج
وجعلنا من اعوانه و انصاره
و المستشهدین بین یدیه
و من الله توفیق
یاعلی
daryoOsh
شنبه 24 دی 1390 19:49
سلام وب خیلی قشنگی دارید ممنون می شم به ما هم سری بزنید

روی قبرم بنویسید مسافر بوده است

بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است

بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست

او در این معبر پرحادثه عابر بوده است

صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست

در رثایم بنویسد كه شاعر بوده است

بنویسید اگر شعری ازاومانده بجای

مردی از طایفه ی شعر معاصر بوده است

مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست

بنویسید در این مرحله كافر بوده است

غزل هجرت من را همه جا بنویسید

روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است
بویا مشك فشان
شنبه 24 دی 1390 09:24
به نام خدا
سلام و سپاس
زیبا بود. آجركِ الله.
این همه آب كه جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است كه سرباز كم است (شاعر: ؟)
بدرود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.