تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری - می روم یا باز می گردم؟!



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 3 بهمن 1388-15:33

نویسنده :نگاه کویر

می روم یا باز می گردم؟!

سخن از ماندن نیست

         من و تو رهگذریم

         راه طولانی و پر پیچ و خم است

                                     همه باید برویم

می شنوم!

      صدای قطراتی را که برای فرار از من خود را به در و دیوار می کوبند

تا شاید خلاصشان کنم

     شاید بغضی آید

ومن

آنها را به حساب دلم خرج کنم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...

روزی با کسی یا کسانی خداحافظی می کنی و به هجران می روی

فردا روز باید هجران را خداحافظی کنی

                            برایش اشک بریزی و اذن خروج بگیری

     دوباره بازگردی...بازگردی به سوی همان که با او وداع کرده بودی!

اما!؟!

او تو را می شناسد؟!تو او را می شناسی!؟

می ترسم!

اگر من همان نباشم چه؟!اگر او همان نباشد؟!

اینجا هجران است یا آنجا؟!؟خانه اینجاست یا آنجا؟!؟

من متعلق به کجا هستم؟!؟



نگاه کویرانه() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 
دختر آریایی
دوشنبه 26 بهمن 1388 21:46
آخ که فاطمه حرف دل همه ی مارو زد......
سادات هنوز ترم شروع نشده دلمون برات یه ذره شده!تورو خدامارو از یاد نبری!!!زود به زود بیا بهمون سربزن.
فاطمه کاری کردکه فراموش کردم نظربدم یعنی ایول بگم آخه کار سادات همیشه ایول داره!!!!!!
http://arshaco.com
چهارشنبه 14 بهمن 1388 16:13
http://arshaco.com
صبور
چهارشنبه 14 بهمن 1388 14:12
شعر خداحافظ را بیشتر پسندیدم
موفق و پیروز باشی
به روزم
منتظر نظرت هستم
دل نوشته
چهارشنبه 14 بهمن 1388 11:44
سلام
گفتگو رو خوندم
از حضورتون ممنون
موفق باشید
یکی از بنده هاش
سه شنبه 13 بهمن 1388 18:08
سلام عزیزم
خوبی؟
خیلی خوشحالم کردی اومدی پیشم گلم
فدای اشکات بشم
دوستت دارم گل پاک من

بلبل کویر
سه شنبه 13 بهمن 1388 14:28
از دور به کویر بنگر و پینه پایش را ببین که بدون کفش باران مسیر می پیماید مبادا منت باران بر سر برد.
اشک هایش نادیدنی است چون آن را به تبخیر آفتاب سپرده است.
کوهی در حصار ندارد که مبادا صدای بغضش را از رسیدن به عرش مانع شود.
آرزویم این که روزی بلبلی در چمن کویر شوم تا همه بنگرند که چه شمعی است کویر و چه پروانه منی در گردش.
gharibeh
سه شنبه 13 بهمن 1388 10:45
سلام عزیزم
وبلاگت خیلی قشنگه
اگه وقت كردی به من سر بزن
مرسی
بای
خزان
سه شنبه 13 بهمن 1388 10:43
سلام دوست من
من آپدیتم می تونی بیای سر بزنی
خوشحال میشم كامنتت رو ببینم
موفق و پیروز باشی
س. ستایش
سه شنبه 13 بهمن 1388 02:29
سلام.
اشعار زیبای شما را خواندم. به خصوص این شعر اخیر که بسیار با محتوا و تاثیر گزار بود.

سبز باشید و سربلند.
عرفان
دوشنبه 12 بهمن 1388 15:21
سلام با افتخار لینك شدید شما هم من رو با نان زیبای"بسم الله الرحمن الرحیم"لینك كنید
س. پ
دوشنبه 12 بهمن 1388 15:09
اگر از جدایی ها غمگینی روزی را بیاد بیاور که انسان از برادرش هم فرار می کند
اگر از دوستان گذشته و خودت در تردیدی وقتی اختیار نیست و باید که بیایی، دودلی جایی ندارد. آیا هیچ شک می کنی که باید نفس بکشی یا نه؟!
پس صبر است و در انتظار گذر زمان بودن تا چه خواهد و چه پیش آورد؛
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست.

و خانه آنجاست که دل انسان آنجاست.
یاشیل
دوشنبه 12 بهمن 1388 14:06
مدیر محترم وبلاگ ادبی "و گاهی هم دو خط شعری" سلام
از تشریف فرمائی تان به کلبه ی ادبی این حقیر خرسند شدم.از اینکه شعری را هم به رسم یاد بود تقدیم نموده بودید.به هر حال تقدیر این است که همه بسوی خدا باز می گردیم و در دامن او پناه می گیریم.

ضمنا بایستی صادقانه بگویم اشعارتان زیبا بود سپیدی که در این پست گذاشته اید جذاب و خواندنی است.موفق باشید و باز هم پیش ما قدم رنجه فرمائید.
همیشه آشنا
دوشنبه 12 بهمن 1388 12:39


یکی از بنده هاش
دوشنبه 12 بهمن 1388 11:48
سلام عزیزم
خوبی؟
ممنون که اومدی پیشمون گل من
خوشحالمون کردی گل من
دوستت دارم
یکی از بنده هاش
دوشنبه 12 بهمن 1388 11:47
سلام عزیزم
خوبی؟
ممنون که اومدی پیشمون گل من
خوشحالمون کردی گل من
دوستت دارم
ژیلاراسخ
دوشنبه 12 بهمن 1388 05:01
سلام دلنوشته بسیار زیبا .جذاب ،.وبلاگ هم زیبا ،در واقع زیبایی در زیبایی
الهام
دوشنبه 12 بهمن 1388 03:37
سلام!
ممنون از اینكه به وبلاگ كانون سر میزنی
ممنون بابت ایمیل ها
وممنون به خاطر همه چیز ...

راستی رنگ سبز وبت خیلی قشنگه.
درویش مجنون
یکشنبه 11 بهمن 1388 20:48
خدافظی یه بی رحمیه به تمام معناس
امیر حنایی
یکشنبه 11 بهمن 1388 20:18
سروش
یکشنبه 11 بهمن 1388 16:41
همه باید برویم
دیر یا زود سفر نزدیک است
خاطراتی بسازیم زیبا
که بماند یادگاری از ما
پریزاد بركه نور
یکشنبه 11 بهمن 1388 15:56
سلام عزیزم
در صنوبر صبر
گپ و گفتی ست با خدا
شما هم دعوتید
هرمس
یکشنبه 11 بهمن 1388 15:33
سلام
خوبید ؟
شعر های وزن و قافیه دارتون خیلی جالبن به خصوص که نوشتن اشعار این چنین به نظر من یک استعداد خدادادیه که بنده فاقدشم . -چه قدر ادبی نظر دادم . شعر های وبلاگتون رو خوندم جوگیر شدم - دیگه حرفی نیست .
با اجازه
خدانگهدار
میفروش
یکشنبه 11 بهمن 1388 13:50
سلام خوبید ؟ از تاخیر بوجود آمده پوزش می خوام.
سروده ی زیبایی بود و سراسر حرف و پند و اندرز كه اگر قابل باشیم و قطره ای از آن را بهره گیریم توشعه ای برای ادامه راهمان خواهد بود.
امیدوارم تا هستیم در كنار هم درك متقابل داشته باشیم و از در كنار هم بودن لذت ببریم و هرگز حسرت گذشته را نخوریم و به حال و آینده بهتر بیاندیشیم . برقرار باشید. به امید دیدار
فاطمه
یکشنبه 11 بهمن 1388 13:32
سلام دوست من
تو چه بری علامه و چه اینجا پیش ما توی اراک باشی همیشه توی قلب و روح ما جاداری
هیچ کس
هیچ کس
نمی تونه مریم سادات ما باشه!

تو بری جات خیلی خالی می شه!خیلی!
امیدوارم وقتی رفتی پیش دوستای قدیمیت اونا به قدر ما که نه بیشتر از ما قدرت رو بدونن.
اگه ندونستن خبر بده خودم می آم و می برمت!
پاسخ نگاه کویر : لطفت اشکم رو درآورد فاطمه جان!
عرفان
شنبه 10 بهمن 1388 22:43
سلام شما هم وبلاگ خیلی خوبی دارید اگه با تبادل لینك موافق بودید خبرم كنید
رضامحمدی
شنبه 10 بهمن 1388 21:57
سلام از اظهار نظرهای پرلطف شما سپاسگذارم
دعا کنید
پریزاد بركه نور
شنبه 10 بهمن 1388 15:08
سلام نازنین
بسیاری از كسانی كه ادای همدلی و همراهی را در می آورند در قطار زندگی با ما فقط
هم ایستگاه اند
پیاده كه شدند دنبال كار خود می روند
سری هم به من بزن
دل ات رنگین كمانی مهربان
غریبه
شنبه 10 بهمن 1388 14:55
سلام عزیزم تو متعلق به همه دل هایی هستس كه دوست دارن پس بگرد پیدا میكنی.
جواد
شنبه 10 بهمن 1388 09:06
زمانه بی سرانجام است كه هیچش بر من افتاده است

در ین راه ِ جگر سوزی كه پیچش بر من افتاده است

زمانه بی سرانجام است ، نگاهم بر ســــــر بام است

چه گویم زین سیه روزی كه آهش بر من افتاده است

sazebaroon
جمعه 9 بهمن 1388 23:32
به روزم با:
سازبارون و کمپ ترک اعتیاد

بعد از چند وقت یه پست درست حسابی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



نمایش نظرات 1 تا 30