تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری - خدا



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 8 آذر 1395-13:23

نویسنده :نگاه کویر

خدا

دلتان که عشق بخواهد، بی آنکه بدانید چیست، خدا میگذارد توی کاسه تان!
دلتان که رنج بخواهد، بی آنکه صبر بخواهید، گنج رنج هم نصیبتان نمیشود!
دلتان که آرامش بخواهد، بی زحمت، میسر نمیشود
همیشه باید چیزی داد تا بشود گرفت
چیزی فروخت تا بشود خرید
یک روز لبخند هایت را میفروشی تا دل کسی را بخری 
روز دیگر، دل او را 
و در این هزار توی بده بستان دنیا گم میشوی و دست و پا میزنی و آنقدر تقلا میکنی که یادت میرود
یادت میرود قرار بود... 
راستی قرارت چه بود؟
قرار بود بی خیال چهل کلاغ دلشوره
بی خیال نگاه های پرسان
و بی خیال زبان های حراف
زندگی ات را بکنی

و آنقدر تقلا کردی همه را راضی کنی که نشد...
که تمام شدی
که یادت رفت
یادت رفت کافیست در زندگی یک نفر را راضی کنی و بعد او آرامش بریزد تو دامانت
فروشنده ها زیاد هستند و دلال ها بیشتر
بی خیال همه شو
آرامش فقط در دست های یک نفر است
خدا





نظرات() 
میفروش
یکشنبه 15 اسفند 1395 23:12
سلام
عالی بود همشیره
برقارباشید. به امیددیدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.