تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری - کار



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 2 آذر 1394-22:24

نویسنده :نگاه کویر

کار

هدف ده ساله م این بود که مدیر موفق یک مجموعه فرهنگی باشم چون هم علاقه داشتم هم توانایی

و فعالیت هام هم در همین زمینه بود

تا اینکه پارسال بهم معاونت یا جانشینی یه کانون فرهنگی پیشنهاد شد. با حقوق خوب و مزایا و...

.

.

وقتی جدی شد، بعد از یکی دو روز فکر، رد کردم پیشنهادشونو

دوستم که مدیر اونجا بود خیلی امیدوار بود قبول کنم. پرسید چرا؟

گفتم میخوام زندگی کنم

میخوام ورزش کنم

میخوام اوقاتی که خسته میشم برم پارک

میخوام صبح های آینده بی دغدغه برم مدرسه بچه هام

میخوام لذت ببرم از زندگیم

میخوام زندگیم دست خودم باشه...

هیچی دیگه ترجیح دادم تو خونه بشینم کتاب ویرایش کنم

ریا نشه دو سه تاش چاپ شده



نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 
مردی بنام شقایق
سه شنبه 24 آذر 1394 12:01
سلام

اولا تبریک بابت چاپ کتابهایی که ویرایش کردین

ثانیا خوب کردین قبول نکردین

اصولا کار چیز مزخرفیه!

منم دلم میخواد خونه بمونم. نمیشه ولی...
fsd
یکشنبه 15 آذر 1394 17:16
من با کار شما صد در صد موافقم آجی جونم
پاسخ نگاه کویر : فدات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.