تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 8 آذر 1395-12:23

نویسنده :نگاه کویر

خدا

دلتان که عشق بخواهد، بی آنکه بدانید چیست، خدا میگذارد توی کاسه تان!
دلتان که رنج بخواهد، بی آنکه صبر بخواهید، گنج رنج هم نصیبتان نمیشود!
دلتان که آرامش بخواهد، بی زحمت، میسر نمیشود
همیشه باید چیزی داد تا بشود گرفت
چیزی فروخت تا بشود خرید
یک روز لبخند هایت را میفروشی تا دل کسی را بخری 
روز دیگر، دل او را 
و در این هزار توی بده بستان دنیا گم میشوی و دست و پا میزنی و آنقدر تقلا میکنی که یادت میرود
یادت میرود قرار بود... 
راستی قرارت چه بود؟
قرار بود بی خیال چهل کلاغ دلشوره
بی خیال نگاه های پرسان
و بی خیال زبان های حراف
زندگی ات را بکنی

و آنقدر تقلا کردی همه را راضی کنی که نشد...
که تمام شدی
که یادت رفت
یادت رفت کافیست در زندگی یک نفر را راضی کنی و بعد او آرامش بریزد تو دامانت
فروشنده ها زیاد هستند و دلال ها بیشتر
بی خیال همه شو
آرامش فقط در دست های یک نفر است
خدا





نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 11 آبان 1395-01:15

نویسنده :نگاه کویر

ستاره

روزهایم را دوست دارم

لحظه های ناب و حتی تکراری را
یا همان لحظه هایی که خسته ای و خواب زده و کلافه و کلی کار خانه روی سرت ریخته
باز هم دوستشان دارم
روی خوب سکه همین است
همین که دوست داشته باشی داشته ها و نداشته هایت را
این روزها یک لبخند به لبخند های زندگیم اضافه شده
لبخندی که تا میگوید سیب!انار دلم دانه میشود
 تو فقط بخند
کارهای خانه و ظرف های نشسته و این خواب زدگی لعنتی فدای سرت 


نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395-18:35

نویسنده :نگاه کویر

هنوزم بهاره

دارم دربی میبینم با ذوق
همسر استقلالی میفرمان اگه پرسپولیس ببره خوشحال میشی؟
عرض کردم آآآآره!!!!
گفت ایشالا که استقلال سوراخ سوراخ بشه!


✅ 
مثل باران بهاری كه نمی‌گوید کِی
بی خبر در بزن و سر زده از راه برس

« حسین منزوی »
بهارتون زیباترین!
✅ 
سایت جالبیه 
از روی چهره سن رو تشخیص میده تا حد زیادی درست اقدام میکنه.
https://how-old.net


نظرات() 

تاریخ:شنبه 15 اسفند 1394-09:51

نویسنده :نگاه کویر

پشت هر معشوقی...خداست

این متن... این متن... :
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
پشت سر هر آنچه که دوستش می داری
و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند


پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .


اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند


پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان
خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت ، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی از اینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز


تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و بر آنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است


خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این ؛ قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند


فردا اما تو باز عاشق می شوی
تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر
تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر


راستی :
اما چه زیباست
و چه باشکوه و چه شورانگیز
که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!


عرفان نظرآهاری




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 دی 1394-15:29

نویسنده :نگاه کویر

شعر خوب

شعر های قشنگ حال آدم را خوب میکند

اگر شعر قشنگی میشناسید بنویسید برام

****

توراان گونه میخواهم که باغی باغبانش را
شبیه مادر پیری که میبوسد جوانش را


من ان سرباز دلتنگم،که باتردید در میدان
برای هیچ وپوچ از دست خواهد داد جانش را


پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر
که بالای سرش میبیند امشب دشمنانش را


تو در تقویم من روزی نوشتی " دوستت دارم"
از ان پس بارها گم کرده ام فصل خزانش را


شبی در باد میرقصند موهایت،یقین دارم
شبی بر باد خواهد داد مردی دودمانش را


پرستویی که باتو هم قفس باشد ،نمیترسد
بدزدند اب ونانش را،بگیرند اسمانش را

تو ماهی باش تا دریا برقصد،موج بردارد
تو اهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

من ان مستم که در میخانه ای از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را


"علی سلیمانی"


وه!



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 2 آذر 1394-22:24

نویسنده :نگاه کویر

کار

هدف ده ساله م این بود که مدیر موفق یک مجموعه فرهنگی باشم چون هم علاقه داشتم هم توانایی

و فعالیت هام هم در همین زمینه بود

تا اینکه پارسال بهم معاونت یا جانشینی یه کانون فرهنگی پیشنهاد شد. با حقوق خوب و مزایا و...

.

.

وقتی جدی شد، بعد از یکی دو روز فکر، رد کردم پیشنهادشونو

دوستم که مدیر اونجا بود خیلی امیدوار بود قبول کنم. پرسید چرا؟

گفتم میخوام زندگی کنم

میخوام ورزش کنم

میخوام اوقاتی که خسته میشم برم پارک

میخوام صبح های آینده بی دغدغه برم مدرسه بچه هام

میخوام لذت ببرم از زندگیم

میخوام زندگیم دست خودم باشه...

هیچی دیگه ترجیح دادم تو خونه بشینم کتاب ویرایش کنم

ریا نشه دو سه تاش چاپ شده



نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:شنبه 30 آبان 1394-07:36

نویسنده :نگاه کویر

خواب

شبها آنقدر خواب میبینم که گاهی صبح هنوز خستگی ام در نرفته است

خواب های چندین و چند جور

خواب های غم دار و خنده دار

آنقدر که با یک خواب غم دلتنگی ام برای کسی رفع شود...مثلا برای مادربزرگ که سال پیش رفت...

یا حتی آنقدر که کسانی که سالهاست ندیده ام و شاید دلم نخواسته باشد ببینم را میبینم

پاری وقت ها خواب دیده ام کسی نگران است و به دانشگاه ما آمده

من هم مثل همیشه بی محل میکنمش

گاهی هم خواب دیده ام او میل بازآمدن دارد اما من چنان محکم و سخت شدم دوباره که نخواستم!

من اما

آرزوهایم را در خواب ها نمی بینم

با این حال 

حس و حال خواب هایم را دوست دارم

انگار دنیایی ست دیگر...دنیایی بکر

_______

این شعر یکهو بی دلیل یادم افتاد...بیچاره دخترک...هیچ حسش را درک نمیکنم


به کسی نگو

مخاطب شعر های غمگین من تویی!

شرم دارم مردی بفهمد

مرا در آغوش گرفته ای و...

عاشقم نشدی!

اهورا فروزان




نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:دوشنبه 18 آبان 1394-18:44

نویسنده :نگاه کویر

سر زدن به دانشگاه اراک

از پله های ساختمون فرهنگی دانشگاه پایین می اومدیم با رفقا و بچه ها
یکی از کارمندا که اصلا اصلا اصلا خاطره خوبی ازش ندارم رد شد، جز بقیه یک نفر بهش سلام کرد.منم انگار مجسمه دیده باشم!
رد که شد
اونی که سلام کرده بود به بقیه گفت چرا بهش سلام نکردید؟فلانی بودا
اونام گفتن میدونیم
من گفتم مگه هر کسی رو میبینیم باس سلام کنیم؟
گفت نه آخه اونا رابطه گرمی باهاش دارن! سفر مشهد باهاش رفتن و اینا.
به خاطر خاطره بدی که ازش داشتم، همینطور که از پله ها پایین میرفتیم گفتم بهتون انذار میدم که با ایشون رابطه گرمی نداشته باشید!
سرمو برگردوندم یه لحظه یوهو دیدم عین...پشت سرمون آهسته داره میاد! چشم تو چشم شدیم! غضب وحشتناکی تو نگاهش بود!
سریع سرمو برگردوندم و در جواب دوستم که آروم گفت پشت سرمونه، گفتم خب باشه،مگه چیه...

هیچی دیگه
الان منتظر موج حرفای  جدید  دروغ و راستی هستم که قراره پشت سرم زده بشه.

نکته مهم اینه که کوچکترین اهمیتی برام نداره
و این خوبه


نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:جمعه 10 مهر 1394-22:04

نویسنده :نگاه کویر

غدیر

به نام خدا

خدای علی...علیه السلام

چه خدای نزدیکی ست

خدای او را برایتان آرزو میکنم

عید غدیر بی شک بزرگ ترین عید مسلمین هست

عیدتون مبارک

دعا کنیم خدا بهمون لحظه به لحظه معرفت و نور و علم بده

هر لحظه هدایت بده

و اگر داد نگیره

الهی آمین

بیایید حالمون خوب باشه



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 23 تیر 1394-16:00

نویسنده :نگاه کویر

خواب

فقط به خاطر ترس از درد موقع خواب نباید به بیداری پناه برد... 

سی و خورده ای ساعته نخوابیدم...

دلم یه خواب بدون درد میخواد... 
این اولین گلایه م تو این مدته...
شاید موقت 

ملت برید داشته هاتونو شکر کنید!



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 16 تیر 1394-02:58

نویسنده :نگاه کویر

مرخص

من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم 

حتی اگر درد همراهم باشد...


نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 27 خرداد 1394-16:57

نویسنده :نگاه کویر

جراحی

سلام
خوبی بدی دیدید حلال کنید
از فردا بستری میشم و عمل جراحی در پیش دارم و تا مدتی در خدمتتون نیستم
به شرط زنده بودن برمیگردم
یا حق



نظرات() 



  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...