تبلیغات
و گاهی هم دو خط شعری



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 27 خرداد 1394-17:57

نویسنده :نگاه کویر

جراحی

سلام
خوبی بدی دیدید حلال کنید
از فردا بستری میشم و عمل جراحی در پیش دارم و تا مدتی در خدمتتون نیستم
به شرط زنده بودن برمیگردم
یا حق



نظرات() 

تاریخ:جمعه 18 اردیبهشت 1394-19:53

نویسنده :نگاه کویر

یا علی بگو

مساله این نیست که آیا می توانید احساسات خود را مهار کنید یا نه

بلکه مساله این است ک میخواهید این کار را بکنید یا نه...؟

خسته نمی شوید آی ادمها؟

از گیر کردن در یک منِ دور و دست نیافتنی؟

از خرج عاطفه برای هیچ؟

از زندگی نکردن؟

دست بجنبانید و دور بریزید همه چیز ها و کس هایی را

که یک روزی عزیز بودند و نخواستند و نشد عزیز بمانند

و حالا در ته ذهنتان مثل خوره هر روز قسمت بزرگی از فکرتان را مشغول می کند

بس کنیم و بلند شویم!

باید به بلوغ مهر برسیم!

یا علی!



نظرات() 

تاریخ:شنبه 22 فروردین 1394-22:34

نویسنده :نگاه کویر

بهار 94

تولدم مبارک


ورودم رو به جهان تبریک میگم 
عشق کنید توی دنیایی که من هستم :)


نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-20:49

نویسنده :نگاه کویر

1394 شروع خواهد شد

اینکه اینجا نمی نویسم دلایل زیادی دارد...

اینکه اینجا نمی نویسم از احوالم

از احساسم 

از خودم

بسته به خیلی چیز هاست

مشغولیت فضاها و شبکه های مجازی از دلایلش نیست که

همیشه حرف هست برای گفتن...

حتی بی مخاطب

حرف هایی که زدنش "حال" ت را خوب می کند...

قصد من از این وبلاگ همین بود

نه اینکه حالم خوب نباشد که خوب تر از چندین سال گذشته ام

این یک سال...سال 1393 بهترین سال عمر من بود

نه که در درس موفق شده باشم که قبلش شدم

نه که متاهل شوم که قبلش شدم

نه که آدم های خوب را ببینم که قبلش دیدم

که زندگی کردم

من در سال 1393 زندگی کردم

خدایا شکرت

 

باز امسال بهار آمده می بینی که!

امیدوارم خدای مهربانی هام این سال نو را بهترین سال همه کند حتی تو حتی او

 



نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:جمعه 14 آذر 1393-23:23

نویسنده :نگاه کویر

خواب هایم

خواب هایم...

خواب هایم را دوست دارم
روحم چنان سرکش و بازیگوش است ک گوشه و کناری پیدا نمی شود ک سرک نکشد
خواب هایم را دوست دارم
به سبکی پرواز و به عمق دریا
به کرانه ی آسمان و در بلند ترین قله ها
مرا میبرند
به نزدیک ترین زیبایی ها و دور ترین ترس ها
به قعر خودم
خواب هایم اگر نبودند دلتنگی مرا میکشت
دیدار های تازه
حس های بکر و نو
پا گذاشتن در ناممکن
لذت های وصف نشدنی و شنیدن نا گفته ها
ارمغان خواب های منند...
خواب هایم را دوست دارم

از واژه_های_سکوتم



نظرات() 

تاریخ:جمعه 7 آذر 1393-17:55

نویسنده :نگاه کویر

می گویم و می آیمش از عهده برون

خواب و رویا بی اعتبار ترین های دنیایند و پر قدرت برای ما

خواب که می بینی از فکرت نمیتوانی بیرون کنی

لحظه را حس را نگاه را و لبخند را

اینها قشنگی های زندگی است...من زندگی ام را...

زندگی قشنگم را دوست دارم...اما وابسته اش نیستم!


مرا جای خودم بگذار

خودت را جای گهواره

و آغوشی تسلی بخش

کنارم باش همواره...

دنگ شو



نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:دوشنبه 28 مهر 1393-16:52

نویسنده :نگاه کویر

اینجا کربلاست

اینجا کربلاست

بین الحرمین
به افق محرم نزدیک می شویم...

این پست را نوشتم تا یادم بماند امروز و این چند روز کجا نفس میکشم
و چقدر دلم میخواهد برایت بمیرم...حسین...


نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:سه شنبه 8 مهر 1393-22:34

نویسنده :نگاه کویر

مـــــــهر

مهرتان  پر مهر! سلام

طفل بیحوصله ام خسته ز تعطیلی ها!
"
مهرِ" من زود بیا؛وقت دبستان من است...

--------------------------------------

شعر خواندم که تو را از سر خود اندازم

تو خودت شعر شدی در سر من افتادی


و این شعر این روز ها مدام در سر من افتاده...

---------------------------------------

"حال" آدم که خوب باشد

به همه چیز می ارزد

نقطه!


---------------------------------------

مدال طلا هم آویختنش حسی داشت...نو و تازه و خاص

همراه با شوقی منحصر به فرد...خدایا شکر

---------------------------------------

این هم حرفی خودمانی:

«وَ دَعَوْتَنِی إِلَیْك‏» گفتی بیا عزیزم،بیا در آغوش خودم،این ور و آن ور نرو،گم می شی،
بیا در آغوش رحمت خودم، بیا در آغوش مغفرت خودم، بیا خودم بهت نعمت می دهم، بهت حیات می دهم،
 
خودم بهت علم می دهم، خودم بهت فهم می دهم، عقل می دهم، کمالات می دهم؛ منبع همه اش منم، بیا پیش خودم، فرار نکن «وَ دَعَوْتَنِی إِلَیْك‏»
خدایا!

بغلم کن...




نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:دوشنبه 20 مرداد 1393-20:01

نویسنده :نگاه کویر

ورزش

از هر کجا می شود نوشت و از هر چه...

حتی می شود از آبادان نوشت و مسابقات ورزشی

از انتظار برای انجام مسابقه و  استرسی که گریبان گیر میشود و تا خودت را روی سکوی اول نبینی تمام نمی شود

حال و هوای جوانی دارد...حال و هوای شور

 

از هرچه می توان نوشت و از یکی شدن...و یکی شدن...و شعر حتی

خوش آن زمان که نکـویان کنند غارتِ شهر

مرا تو گیری و گویی كه این اسیر من است



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 11 تیر 1393-00:33

نویسنده :نگاه کویر

زیارت

از زیارت امام مهربانی ها که بازگردی...

از جو مشهد مقدس که دور شوی...

 نفست تنگ می شود...

نفسم تنگ شده است!

 


.... مانند هوای شهر تهران شده ام باران زده ای که همچنان آلوده است


.................................................................................................

این ماه ها و روز ها کم کار شده ام کم نویس شده ام...

در روزهای آینده نوشتکی! از من را اینجا خواهید دید...

راستی!

من زنده ام به شایعه ها اکتفا نکن در شهر کشته اند کسی را شبیه من!

..................................................................................................

ماه رمضان است! مبارکمان! مبارکتان! 

این سحر ها دعای ابوحمزه را بسیار می شنویم

این یکی را تصویری ببینید


طراح بنده کوچولوی خدا




نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 

تاریخ:پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393-20:42

نویسنده :نگاه کویر

شعر شو

آنقدر شعر خوب و زیبا هست

که بخواهی به آن رجوع کنی!

 daryabari

آن دو چشمی که به من غصه و ماتم دادند

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.... (عمران امیری)

و من مانده ام که ماتمی که داده را ببینم یا نجات را

 

چند تک بیت زیبا که دوستشان دارم:

 

آتش دوزخ ز ما تر دامنان رنگی نداشت

آنچه ما را سوخت آنجا خجلت تقصیر بود (کلیم کاشی)

...

خاصیت بهار ز بوی نگار ماست

آه از بهار بی گل و بی بو و خاصیت

...

قدح چون دور ما افتد به هشیاران مجلس ده

مرا بگذار تا حیران بمانم چشم بر ســــاقی

...

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق، لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!

 

پ.ن. من را در تک بیت های زیبایی که شنید اید سهیم کنید...



نظرات() 

تاریخ:جمعه 22 فروردین 1393-21:41

نویسنده :نگاه کویر

بهار و تولد من

در بهار اگر شعری بگویی شکوفه خواهی زد...

کاش شعری بشوی لای انگشتان بهترین شاعر...

روزی مثل امروز...سال ها پیش که به دنیا آمدم نمی دانم قرار بود روزگار اینگونه بگذرد یا نه
هر چه هست عالی ست 
هر چه هست از لای انگشتان خدا جاری شدم
هر چه هست شعری ام که او گفته است...

پ.ن. می شود در روز تولدت بروی به یک قله زیبا به اسم سفید خانی و این عکس ها را هم بگیری حتی!






نظرات() 
نوع مطلب : دلنوشته ها 



  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...